تبلیغات
مشاور مذهبی - حکایت شمارهٔ ۱:
درباره وبلاگ
دلا باید اندکی بهتر شویم یا نه اصلاً آدمی دیگر شویم

مدیر وبلاگ : سید حمید درخشان
مطالب اخیر
نظرسنجی
چقدر برای ظهور امام زمان (عج) آماده‌اید؟





حکایاتی, ازگلستان سعدی,
حکایت شمارهٔ ۱:

پادشاهی را شنیدم به کشتن اسیری اشارت کرد

بیچاره درآن حالت نومیدی ملک را دشنام دادن گرفت و سقط گفتن که:

گفته‌اند هر که دست از جان بشوید هر چه در دل دارد بگوید

وقت ضرورت چو نماند گریز
دست بگیرد سر شمشیر تیز

اذا یئسَ الانسانُ طالَ لِسانُهُ
کَسنّورِ مغلوب یَصولُ عَلی الکلب

ملک پرسید چه می‌گوید؟

یکی از وزرای نیک محضر گفت:

ای خداونداوند همی‌گوید وَ الْکاظِمینَ الغَیْظَ وَ الْعافِینَ عَنِ النّاسِ

ملک را رحمت آمد و از سر خون او در گذشت

وزیر دیگر که ضدّ او بود گفت ابنای جنس ما را نشاید در حضرت پادشاهان

جز به راستی سخن گفتن این ملک را دشنام داد و ناسزا گفت

ملک را روی ازین سخن در هم آمد و گفت :

آن دروغ وی پسندیده تر آمد مرا زین راست که تو گفتی

که روی آن در مصلحتی بود و بنای این بر خبثی

و خردمندان گفته‌اند دروغی مصلحت آمیز به که راستی فتنه‌انگیز

هر که شاه آن کند که او گوید

حیف باشد که جز نکو گوید


بر طاق ایوان فریدون نبشته بود:

جهان ای برادر نماند به کس
دل اندر جهان آفرین بند و بس

مکن تکیه بر ملک دنیا و پشت
که بسیار کس چون تو پرورد و کشت


چو آهنگ رفتن کند جان پاک
چه بر تخت مردن چه بر روی خاک

حکایاتی, ازگلستان سعدی,




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 17 اسفند 1396 ساعت 15 و 41 دقیقه و 38 ثانیه
تقدیم با عشق به مدیر وبلاگ


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
بالای صفحه