تبلیغات
مشاور مذهبی
درباره وبلاگ
دلا باید اندکی بهتر شویم یا نه اصلاً آدمی دیگر شویم

مدیر وبلاگ : سید حمید درخشان
مطالب اخیر
نظرسنجی
چقدر برای ظهور امام زمان (عج) آماده‌اید؟





ویژه نامه دهه مبارکه فجر کانون گفتگوی قرانی
ویژه نامه دهه مبارکه فجر کانون گفتگوی قرانیویژه نامه دهه مبارکه فجر کانون گفتگوی قرانی"
بهــــ نـــامــــ اللـــــه "
ویژه نامه دهه مبارکه فجر کانون گفتگوی قرانیویژه نامه دهه مبارکه فجر کانون گفتگوی قرانی
ویژه نامه دهه مبارکه فجر کانون گفتگوی قرانیویژه نامه دهه مبارکه فجر کانون گفتگوی قرانی

ویژه نامه دهه مبارکه فجر کانون گفتگوی قرانی


ویژه نامه دهه مبارکه فجر کانون گفتگوی قرانی

ویژه نامه دهه مبارکه فجر کانون گفتگوی قرانیویژه نامه دهه مبارکه فجر کانون گفتگوی قرانی


ویژه نامه دهه مبارکه فجر کانون گفتگوی قرانیسی ونهمین سالگرد انقلاب جمهوری اسلامی ایران ویژه نامه دهه مبارکه فجر کانون گفتگوی قرانی
ویژه نامه دهه مبارکه فجر کانون گفتگوی قرانیویژه نامه دهه مبارکه فجر کانون گفتگوی قرانی
ویژه نامه دهه مبارکه فجر کانون گفتگوی قرانی بر اهالی انقلاب مباركویژه نامه دهه مبارکه فجر کانون گفتگوی قرانی

ویژه نامه دهه مبارکه فجر کانون گفتگوی قرانی

ویژه نامه دهه مبارکه فجر کانون گفتگوی قرانی




نوع مطلب : اعیادومیلادها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

امام صادق «ع» خطاب به هشام کندی:

مبادا کارى کنید که ما را بدان سرزنش کنند، همانا فرزند بد، پدرش را به کردار او سرزنش کنند، براى کسی که به او دل داده اید [:امام خود] زینت باشید و عیب و ننگ مباشید، در میان خاندانهای آنها نماز بگزارید [به نماز جماعت عامه حاضر شوید] و از بیمارانشان عیادت کنید و بر جنازه ی آنها حاضر شوید، مبادا آنها در هیچ خیرى از شما پیشى گیرند که شما نسبت به خیر از آنها سزاوارتر اید، به خدا سوگند که خداوند به چیزی که برایش محبوب تر از خبء [: نهانکاری] باشد عبادت نشده، عرض کردم خبء چیست؟ فرمود: تقیه.

(شیخ کلینی، کافی، ج2، ص219؛ شیخ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج16، ص219 و بحار الانوار، ج72، ص431.(محمد بن یعقوب‏ عن محمد بن یحیى عن أحمد بن محمد عن علی بن الحکم عن هشام الکندی‏)

به خدا شما را گمراه نمی کنیم!

معاویة بن وهب می گوید:

به امام صادق – علیه السلام – عرض کردم: رفتار بایسته ی ما با اقوام مان و آنان که با آنها معاشرت داریم و شیعه هم نیستند چیست؟

امام – علیه السلام – فرمودند: به پیشوایان خود نگاه کنید و از آنان پیروی کنید، آن گونه که آنان رفتار می کنند شما نیز همان طور رفتار کنید، به خدا سوگند آنان به عیادت بیماران غیرشیعه شان می روند و بر جنازه هایشان حاضر می شوند و به سود و ضرر آنها [هرچه حق باشد] گواهی می دهند و امانتهای آنان را به آنها بر می گردانند.»( شیخ کلینی، کافی، ج2، ص636 ؛ علی بن حسن بن فضل طبرسی، مشکاة الانوار فی غرر الاخبار، ص123؛ شیخ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج12، ص6.(سند این روایت صحیح است. محمد بن یعقوب‏ عن محمد بن یحیى عن أحمد بن محمد عن علی بن الحکم عن معاویة بن وهب‏)

جالب اینجاست که امام – علیه السلام- در روایتی دیگر ضمن تأکید بر این مطلب، به راوی می فرمایند:

آیا می ترسید گمراهتان کنیم؟! نه به خدا هرگز شما را گمراه نمی کنیم!»( علی بن حسن بن فضل طبرسی، مشکاة الانوار فی غرر الاخبار، ص123و بحار الأنوار، ج85، ص119. )

کاری کنید به مذهب شما رغبت پیدا کنند

هنگامی از امام صادق،علیه السّلام، درباره دوستی و مدارا با کسانی که قائل به افضل بودن امیرمؤمنان، علیه السّلام، بر همه مردم هستند و تولی او را در دل دارند ولى توصیف های شیعیان را درباره فضائل اهل بیت، علیهم السلام، نمی پذیرند، سؤال شد؛ حضرت فرموند:

باید در مجموع دوستشان بدارید، مگر نه این است که خداوند بهره ای از علوم و معارف دارد که رسول خدا، صلی الله علیه وآله، ندارد، و رسول خدا، صلی الله علیه وآله، نیز نزد خداوند بهره ای از علوم و مراتب معنوی دارد که ما اهل بیت، علیهم السلام، داریم، و نزد ما چیزی است که نزد شما نیست؟ و نزد شما چیزهایى هست که نزد دیگران نیست؟ خداوند تبارک و تعالى اسلام را بر هفت سهم قرار داده: بر صبر و راستى و یقین و رضا و وفا و دانش و بردبارى، سپس آن را در میان مردم تقسیم نموده، هر کس که همه این هفت سهم را داشته باشد ایمانش کامل، و طاقت و تحمل دارد، و به گروهى از مردم یک سهم داد، و گروهى را دو سهم، و عدّه اى را سه سهم، و عدّه اى را چهار سهم و عدّه اى را پنج سهم، و بعضى را شش سهم، و عدّه اى را هفت سهم، پس شما به آن کس که یک سهم از ایمان نصیب دارد تکلیف دارد تکلیف دو سهم را تحمیل نکنید، و آنکه داراى دو سهم است، بار سه سهم بر دوشش منهید، و کسى را که سه سهم دارد به چهار سهم تکلیف نکنید، و از چهار سهمى انتظار تحمّل وظیفه پنج سهمى را نداشته باشید، و بر پنج سهمى شش سهم و بر شش سهمى هفت سهم تحمیل ننمایید، که بارشان را سنگین و آنها را از دین رمیده سازید، و به جاى این کار با آنان مدارا کنید، و راه کار را بر آنان آسان نمایید…(امام در اینجا داستانی مشابه داستان روایت قبلی نقل می نمایند.)‏

بنابراین؛ شما هم بر مردم فشار نیاورید، مگر نمى دانى که فرمانروایى دولت بنى امیه به زور شمشیر و فشار و ستم بود، ولى فرمانروایى ما با مدارا و مهربانى و متانت و تقیه و معاشرت نیکو و پاکدامنى و کوشش است، پس کارى کنیدکه مردم به دین شما و مسلکى که دارید رغبت پیدا کنند.

(شیخ صدوق،خصال، ص354 و شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج16، ص164.)

در صف اول نماز اهل سنت حاضر شوید!

امام صادق «ع»:

هر که با آنها (اهل سنت) در صف اوّل نماز بگذارد، گویا با رسول خدا در صف اوّل نماز خوانده است.

(شیخ صدوق، الهدایة، ص53؛ شیخ کلینی، کافی، ج3، ص380؛ شیخ صدوق، امالی، ص449؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج1، ص382؛ شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج8، ص299-300. (سند این روایت صحیح و معتبر است. امام خمینی، الخلل فی الصلاة، ص8. محمد بن علی بن الحسین بإسناده عن حماد بن عثمان‏)

با مخالفین در مسجد نماز بخوانید

اسحاق بن عمار می گوید امام صادق «ع» به من فرمودند:

ای اسحاق، آیا با مخالفین در مسجد نماز می خوانی، گفتم: آری، امام فرمودند: با آنها نماز بخوان؛ زیرا کسی که با آنها در صف اوّل نماز بخواند مانند کسی است که شمشیرش را در راه خدا آخته است.

(شیخ طوسی، تهذیب، ج3، ص277 و شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج8، ص301 )

روش جذب امام حسن مجتبی «ع»

مردى از اهل شام، که تحت تأثیر تبلیغات معاویه قرار گرفته بود، به مدینه آمد و با امام حسن مجتبى(ع) برخورد کرد و تا آن جا که توانست به آن حضرت ناسزا گفت. هنگامى که ساکت شد امام رو به او کرد و پس از سلام و تبسم فرمود: «اى پیرمرد! گمان مى کنم در شهر ما غریبى و در مورد ما به اشتباه افتاده اى. هر نیاز و حاجتى که در این جا دارى ما برایت برآورده مى کنیم، از خوراک و پوشاک گرفته تا جا و مکان و غیره. تا در این شهر هستى مهمان ما باش». آن مرد وقتى چنین رفتار بزرگوارانه اى از امام مشاهده کرد، با شرمندگى گفت: گواهى مى دهم که تو شایسته امامتى و خدا آگاه است که نمایندگى اش را در کجا قرار دهد. تا این ساعت تو و پدرت نزد من از همه مبغوض تر بودید و اینک کسى از شما نزد من محبوب تر نیست»

( بحار الانوار، ج43، ص344 )

چه چیزی از جنگ با ناصبی برای اهل بیت سخت تر است؟!

عبدالاعلی می گوید: شنیدم اباعبدالله «ع» (امام صادق) می گوید: به دوش کشیدن امر ما (شیعه بودن) تنها به این نیست که آن را تصدیق بکنی و قبول بکنی. بلکه از موارد پذیرفتن امر ما این است که آن را از نااهلان مستور نگه داری. سلام مرا به آنها برسان و به آنها بگو خدا رحمت کند بنده ای را که محبت مردم (اهل سنت) را به خود جلب نماید و با آنچه آنها می دانند و آشنا هستند سخن بگوید و در مورد چیزی که قبول ندارند و نمی دانند سخن نگوید. و سپس فرمود: به خدا سوگند جنگ ناصبی با ما سخت تر از مطالبی که بعضی به ما نسبت می دهند و ما راضی نیستیم، نیست. اگر از کسی شنیدید که دارد افشاگری می کند، سراغ او بروید و او را از این کار منع کنید. اگر پذیرفت و اگر نه او را تحت فشار افرادی که حرف شنوی از آنها دارد قرار دهید. چون گاهی شخص حاجتی دارد و آن قدر دنبال آن می رود و اصرار می کند تا برآورده شود. پس حاجت مرا هم برآورده کنید همانگونه که حاجت های خود را برآورده می کنید. بنابراین اگر از شما قبول کرد وگرنه سخن وی را زیر پا دفن کنید. نگویید که می گوید و می گوید (یعنی سخن وی را تکرار نکنید). چون این به ضرر من و شما تمام می شود. به خدا سوگند اگر شما آنچه را من می گویم می گفتید، می پذیرفتم که شما اصحاب من هستید. بنگرید این ابوحنیفه اصحاب دارد. این حسن بصری هم اصحاب دارد. و من مردی از قریش هستم و فرزند رسول خدا «ص» هستم و کتاب خدا را دانستم که در آن بیان هر چیزی هست. شروع خلقت، امر آسمان، امر زمین، امر اولین و آخرین و هرآنچه بوده و خواهد بود و همه اینها مثل اینکه در برابر چشم من است و من به آن نگاه می کنم.

(کافی، جلد 2، ص 222)





نوع مطلب : هفته وحدت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شیعه به معنای «پیرو» است. شیعه آن است که دقیقا جا پای امامش می گذارد و از حرکت پشت سر او ذره ای منحرف نمی شود. نه قدمی جلوتر از امام حرکت می کند و نه یک قدم عقب افتادن از او را برمی تابد. شیعه «نؤمن ببعض و نکفر ببعض» نیست و خود را […]

شیعه به معنای «پیرو» است. شیعه آن است که دقیقا جا پای امامش می گذارد و از حرکت پشت سر او ذره ای منحرف نمی شود. نه قدمی جلوتر از امام حرکت می کند و نه یک قدم عقب افتادن از او را برمی تابد. شیعه «نؤمن ببعض و نکفر ببعض» نیست و خود را در همه چیز مطیع رهبرش می داند. یکی از مواردی که شیعه واقعی در آن مطابق خواست اهل بیت «ع» عمل می کند، موضوع رابطه با اهل سنت است. در این جا نمونه هایی از توصیه های اهل بیت «ع» به شیعیان درباره این موضوع را می آوریم.
زینت ما باشید نه مایه ننگ عار!




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


وقت است که سکوت فرو شکنیم و لب باز گشاییم به ناگفته های خدیجه ی کبری، بانوی بطحا، همسر و همدوش پیامبر(ص)؛ بزرگ بانویی که در آینه ی سخن پیامبر، آفریدگارش به وجود او مباهات می کند: «... فَاِنَّ الله لَیُباهِی بِکِ کِرامَ مَلائکتِهِ کُلُّ یَومِ مِراراً.»
سخن از خدیجه(س)، سخن از یک دنیا عظمت و پایداری و استقامت در راه هدف است، به حق، قلم فرسایی درباره ی کسی که خداوند بر او سلام و درود فرستاده، بسی مشکل است؛ اما به مصداق «مالا یدرک کلّه لا یترک کلّه»، به بررسی گوشه‌هایی از شخصیت و زندگی این بانوی بزرگ می پردازیم؛ در حالیکه سر بر آستان شویـش رسول خدا نهاده، معترف به تقصیرمان عرضه می داریم: «یا ابانا اِستَغفِرلَنا اِنّا کُنّا خاطئین.»
این نوشتار و این عرض ادب، به عنوان «عذر تقصیر» در پیشگاه آن ملکه ی اسلام، به محضر مقدس فرزند برومندش، حضرت بقیه الله ارواحنا فداه تقدیم می گردد؛ هر چند ران ملخی باشد به محضر این سلیمان کبیر آسمان وش.
سخن از بانویی است که در راه رشد و شکوفایی معنوی و انسانی و اخلاقی، بر سکوی افتخار اوج می گیرد و در اندیشه و منش و عملکرد برای همیشه می درخشد و در شمار برترین زنان تاریخ ساز جلوه می کند؛ و از پیامبر راستگو(ص) این مدال افتخار را دریافت می دارد که:
«اَربَعُ نسوة سَیِّداتُ ساداتِ عالَمهنَّ: مَریَمُ بِنتُ عِمرانَ، و آسِیَةُ بِنتُ مُزاحِمٍ، وَ خَدیجةُ بِنتُ خُویلَدٍ، و فاطِمةُ بِنتُ مُحَمَّدٍ(ص)...»
چهار زن نو اندیش و ستم ستیز و عدالت خواه در زندگی خویش به گونه ای با درایت و شهامت درخشیدند که سالار زنان روزگار شدند. مریم، آسیه، خدیجه و فاطمه...

نام نامی و نسب گرامی حضرت خدیجه (س)

خدیجه بنت خویلد، بن اسد، بن عبدالعزی، بن قصی، بن کلاب، بن مره، بن کعب، بن سوی، بن غالب، بن فهر است.
عبدالعزی جد حضرت خدیجه(س)، برادر عبد مناف است؛ عبد مناف یکی از اجداد نازنین شخصیت رسول خدا(ص) است. پدر عبدالعزی و عبد مناف، قصی بن کلاب بوده است.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
اعمال و مراقبات ماه ربیع الاولهوالعزیزاعمال و مراقبات ماه ربیع الاول

اعمال و مراقبات ماه ربیع الاول


اعمال و مراقبات ماه ربیع الاول


شب اوّل:

این شب به نام «لیلة المبیت» مزیّن است، در این شب یک حادثه مهمّ تاریخى واقع شد و آن این که در سال سیزدهم بعثت، رسول خدا(صلى الله علیه وآله) از مکّه به قصد هجرت به سوى مدینه، از شهر خارج شد و در «غار ثور» پنهان گردید و امیر مؤمنان على(علیه السلام) براى اغفال دشمنان، فداکارانه در بستر رسول خدا(صلى الله علیه وآله) خوابید و مشرکان قریش که خانه رسول خدا(صلى الله علیه وآله) را محاصره کرده بودند، به گمان آن که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در بسترش آرمیده است، تا صبح منتظر ماندند و چون صبحگاهان با شمشیرهاى برهنه به منزل آن حضرت




اعمال و مراقبات ماه ربیع الاول



ادامه مطلب


نوع مطلب : ما ههای قمری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

کرمانشاه داغدار (عکس نوشته ها و متن های حادثه زلزله  کرمانشاه)

کرمانشاه داغدار (عکس نوشته ها و متن های حادثه زلزله  کرمانشاه)

حادثه تاسف بار زلزله استان کرمانشاه غمی جانکاه بر قلوب
ملت ایران بر جای نهادبه نوبه خودم این ضایعه هولناک را
خدمت ایرانیان عزیز خصوصا مردم بزرگوار کرمانشاه
تسلیت و تعزیت عرض می کنم
امیدوارم خداوند متعال درگذشتگان این واقعه را قرین رحمت واسعه
خودش فرموده و به بازماندگان اجر جزیل و صبر جمیل عنایت بفرماید





نوع مطلب : شهادت ووفیات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
بنام خداوند جان و خرد
ابوذر غفاری از سلمان فارسی که خداوند از هر دوی آنها خشنود باد پرسید که ای ابا عبدالله معرفت امیر المومنین به نورانیت چیست؟ سلمان گفت:ای جندب(ابوذر)بیا برویم تا این را از خودآن حضرت بپرسیم سپس به محل ان حضرت رفتیم و اورا نیافتیم.
ابوذر گفت:پس به انتظار ایشان ماندیم تا آن حضرت آمدند. حضرت فرمودند: چه امری شما را اینجا کشانده است؟
ابوذر و سلمان گفتند:ای امیرمومنان به نزد شما آمدیم تا در مورد معرفتتان به نورانیت سوال کنیم.
حضرت فرمودند: آفرین بر شما دو دوست وفادار به دین خویش که کوتاهی کننده نیستند. به جانم سوگند که ان معرفت بر هر مردو زن مومن واجب است.سپس حضرت فرمود:ای سلمان و ای جندب! هر دو عرض کردند بلی امیر مومنان !حضرت که سلام بر او باد فرمود:هیچ کس ایمان را به حد کمال خویش نمی رساند تا آنکه مرا به عمق معرفتم بشناسد. سپس آن گاه که مرا به این معرفت شناخت هر آینه خداوند قلب او را با ایمان آزموده سینه اش را برای اسلام گشاده ساخته و عارفی روشن بین گردیده است.
و هر کس که از شناخت آن کوتاهی نمود و به آن نرسید شک کننده و تردیدگر است. ای سلمان و ای
جندب عرض کردند بلی امیر المومنین حضرت فرمودند معرفت من به نورانیت معرفت خداوند عزو جل است و معرفت خداوند عزوجل معرفت من به نورانیت است.
و آن همان دین خالصی است که خداوند درباره آن فرمودند :
"و امر نشدند به چیزی مگر اینکه خدا را به اخلاص کامل ودین پرستش و از
بندگی غیر از او روی بر گرداند و نماز به پا دارند و زکات بدهند و این است دین راست و استوار."(سوره بینه آیه 5)
خداوند فرمود:امر نشدند مگر به پیامبری محمد (ص) و آن دین و آیین یکتا پرستی
آسان محمدی است.و این کلام خدا که فرمود: "نماز به پا دارند" پس هر کس که ولایت مرا به پا داشت نماز را به پا داشته است. و بر پا داشتن ولایت من سخت و دشوار است و جز فرشته مقرب درگاه الهی یا پیامبر مرسل و یا بنده ای که خداوند قلب او را به ایمان ازموده باشد. کسی متحمل آن نمی باشد.پس فرشته وقتی مقرب نباشد تحمل آن را نخواهد داشت و پیامبر هنگامیکه مرسل نباشد تحمل ان را نخواهد داشت و مومن وقتی که ازموده نباشد تحمل آن را نخواهد داشت.
عرض کردم ای امیر مومنان مومن کیست و منتها و مرز ایمان چیست؟ تا
آن را بشناسم.حضرتش- که سلام بر او باد- فرمود:ای ابا عبدالله(کنیه سلمان) عرض کردم :بلی ای برادر رسول خدا فرمود: مومن آزموده همان کسی است که هیچ چیزی از او به ما نمی رسد مگر این که سینه اش را برای پذیرفتن آن گشاده می سازد و دچار شک و تردید نمی شود.


ادامه مطلب


نوع مطلب : تشرف یافتگان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
در این كه حیوانات از موهبت عقل محروم اند، جای تردید نیست

از همین روست كه تكلیفی متوجه آنان نیست، ولی حیوانات مراتب پائین تر از درك و شعور را دارا هستند، ‌ولی آنچه درباره هدهد مطرح است:

مواخذه حضرت سلیمان از هدهد از باب مواخذه فرد عاقل و مكلف كه به نسبت تخلف از تكلیفش مواخذه می شود، نبوده است، بلكه از این باب بوده كه حضرت سلیمان به اذن الهی، حكومت و تسلط خاصی بر همه موجودات داشته و همه آن ها تحت فرمان تكوینی او رفتار نموده اند. وقتی هدهد مدتی غایب بود،‌ حضرت سلیمان او را تهدید به مواخذه نمود.

ثانیاً: مرغ سلیمان حساب ویژه ای داشته و از سایر هدهدها در همه اعصار و زمان ها متفاوت بوده، شاید از همین رو است كه قرآن كریم از او استدلال عقلی و منطقی بسیار دقیق را نقل نمود:

"إِنِّی وَجَدْتُ امْرَأَةً تَمْلِكُهُمْ وَ أُوتِیَتْ مِنْ كُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ لَها عَرْشٌ عَظیمٌ ،وَجَدْتُها وَ قَوْمَها یَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ أَعْمالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبیلِ فَهُمْ لا یَهْتَدُونَ؛ (1)

 همانا در آن سرزمین زنی را یافتم كه بر آن ها پادشاهی می كرد، و از هرگونه نعمتی به او عطا شده بود و تخت با عظمتی داشت. آن زن و قومش را چنین یافتم كه به جای خدا خورشید را سجده می كردند و می پرستیدند. شیطان اعمال زشت شان را در نظرشان زیبا جلوه داده بود. از راه خدا بازشان داشته بود. آنان به حق هدایت نیافته بودند.

كسانی كه با روش استدلال منطقی آشنا هستند، به خوبی می دانند كه مرغ سلیمان در واقع به روش قیاس شكل اول از اقسام قیاس های منطقی.(2) استدلال كرده و گفته: بلقیس و قوم او را شیطان فریب داده است. كسانی را كه شیطان فریب دهد، گمراه می شوند و غیر خدا را می پرستند. آن ها در برابر خورشید سجده می كنند.

 معلوم می شود كه ممكن است حیوانی تحت تصرف و تربیت انسان كامل، گفتار و كردار عاقلانه انجام دهد.

 از همین باب است كه اسب امام حسین در روز عاشورا حركاتی خردمندانه داشته (3)  ممكن است كه هدهد سلیمان به دلیل تصرف و تربیت خاص به گونه ای بوده است كه می توانست به دلیل غیبت ،مورد مؤاخذه حضرت سلیمان قرار گیرد. در حالی كه چنین توقعی هرگز از هدهدهای دیگر معقول نیست. پس این گونه موارد جزئی مسایل استثنائی است و هرگز دلیل بر عقل داشتن حیوانات نخواهد شد.

علامه طباطبایی در مورد عقل و اختیار حیوانات توضیح خوبی داده اند:

می‏توان گفت حیوانات هم تا اندازه‏ای مختار هستند. احتمالا به تكالیفی مناسب با افق فهم و اختیارشان مكلف هستند.

دقت در آنچه گذشت آدمی را مطمئن و جازم می‏كند به اینكه حیوانات نیز مانند آدمیان تا اندازه‏ای از موهبت اختیار بهره دارند، البته نه به آن قوت و شدتی كه در انسان های متوسط هست. شاهد روشن  مدعا این است كه ما به چشم خود بسیاری از حیوانات و مخصوصا حیوانات اهلی را می‏بینیم كه در بعضی از موارد كه عمل مقرون با موانع است، حیوان از خود حركاتی نشان می‏دهد كه آدمی می‏فهمد حیوان در انجام عمل مردد است، و در بعضی از موارد می‏بینیم كه به ملاحظه نهی صاحبش و از ترس تنبیه یا به خاطر تربیتی كه یافته، از انجام عملی خودداری می‏كند.

این ها همه دلیل بر این است كه در نفوس حیوانات هم حقیقتی به نام اختیار و استعداد حكم كردن به سزاوار و غیر سزاوار، وجود دارد. ...... وقتی صحیح باشد كه بگوییم حیوانات هم تا اندازه‏ای خالی از معنای اختیار نیستند و آن ها هم از این موهبت سهمی دارند، هر چه هم ضعیف باشد، چرا صحیح نباشد احتمال دهیم كه خدای سبحان حد متوسط از  اختیار ضعیف را ملاك تكالیف مخصوصی قرار دهد كه مناسب با افق فهم آنان باشد، و ما از آن اطلاعی نداشته باشیم؟ یا از راه دیگری با آن ها برخورد مختار بكند و ما به آن معرفت نداشته باشیم؟خلاصه راهی باشد كه از آن راه پاداش دادن به حیوان مطیع و مؤاخذه و انتقام از حیوان سركش، صحیح باشد. و جز خدای سبحان كسی را بر آن راه آگاهی نباشد؟(4)

پی نوشت ها:

1.نمل(27) آیه 23و24.

2.مطهری، مرتضی، مجموعه آثار،قم، انتشارات صدرا، 1376 شمسی،‌ ج5، ص111.

3.صادقی ،محمد امین، جلوه های عرفانی نهضت حسینی،قم ،انتشارت بوستان كتاب، 1388 هجری شمسی، ص133.

4.طباطبایی، محمد حسین،تفسیر المیزان، ترجمه موسوی همدانی ،محمد باقر،قم ، انتشارات جامعه مدرسین،چاپ پنجم، 1374 هجری شمسی،ج 7،ص 115.





نوع مطلب : پرسش وپاسخ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
این كه این صدا برای انسان ها صدای زشتی باشد، به این معنا نیست كه اصل خلقت این حیوان و این صدا زشت می باشد.

این كه این صدا برای انسان ها صدای زشتی باشد، به این معنا نیست كه برای خود آن حیوان هم زشت است و اصل خلقت این حیوان و این صدا زشت می باشد. زیرا از خداوندی كه جمیل مطلق است، زشتی خلق نمی شود و در جای خود و برای خود این حیوان مناسب و زیبا است یا زشت نیست. مثل عقرب كه گر چه حیوان موذی ای است. ولی همین حیوان برای خودش زندگی مناسبی دارد و سمّش برای او وسیله دفاع است و ...

بنا بر روایتی از امام علی در مورد این آیه سوال شد و حضرت فرمود:

الله أكرم من أن یخلق شیئا ثم ینكره

خدا بزرگوارتر است از آن كه موجودی را بیافریند بعد همان مخلوق را زشت بشمارد. بعد امام ادامه داد این مثالی است برای آن دو نفر كه خودشان در جهالت و نفهمی مثل الاغ بوده و فریاد های گوش خراششان مثل فریاد الاغ بود. (1)

بعضی دیگر از مفسران گفته اند در اینجا مشركان و فخرفروشی آنان با صدای بلند، به الاغ و صدای بلند آن كه ضرب المثل در زشتی و حماقت است، تشبیه شده اند (2) و این گونه تشبیه كردن در عرف جامعه و در سیره عاقلان جاری است و توهین خدا به الاغ و مخلوق خودش نیست. بلكه با توجه به این كه در بین آدمیان الاغ ضرب المثل جهالت و كارهای جاهلانه شده است، با این تمثیل حقیقت مشركان بیان گردیده است.

بعض دیگر گفته اند چون صدای الاغ شبیه ترین صداها به صدای اهل جهنم است زیرا اول آن زفیر و  آخر آن شهیق داشته و بسیار بلند است به گونه ای كه پرده گوش را می آزارد، از این رو زشت ترین شمرده شده است. (3) 

در تفسیر نمونه آمده:

آنچه به راستی از صداهای معمولی كه انسان می‏شنود از همه زشتتر است همان صدای الاغ می‏باشد، كه نعره‏ها و فریادهای مغروران و ابلهان به آن تشبیه شده است. نه تنها زشتی از نظر بلندی صدا و طرز آن، بلكه گاه به جهت بی دلیل بودن، چرا كه به گفته بعضی از مفسران، صدای حیوانات دیگر غالبا به واسطه نیاز است، اما این حیوان گاهی بی جهت و بدون هیچگونه نیاز و بی هیچ مقدمه فریاد را وقت و بی وقت سر می‏دهد! و شاید به همین دلیل است كه در بعضی از روایات نقل شده كه هر گاه صدای الاغ بلند می‏شود، شیطانی را دیده است. (4)

خلاصه این كه زشت شمرده شدن از حیث عرف جامعه است و خدا با  توجه به عرف شناخته شده ، فریادهای جاهلانه، بیجا، مغرورانه و تفاخرگرایانه جاهلان را به صدای الاغ تشبیه كرده كه در عرف انسان ها ، زشت ترین صداها است.                     

پی نوشت ها:

1. بحرانی، البرهان، تهران، بنیاد بعثت، 1416 ق، ج 4 ، ص 375.

2. بیضاوی، انوار التنزیل، بیروت، دار احیاء التراث، 1418 ق، ج 4، ص 215؛ ابوحیان اندلسی، بحر المحیط، بیروت، دار احیاء التراث، 1418 ق ، ج 8، ص 417.

3. ملا حویش، بیان المعانی، دمشق، ترقی، 1382 ق، ج‏3، ص 486.

4. مكارم شیرازی، نمونه، تهران، اسلامیه، 1374 ش، ج‏17، ص 56.





نوع مطلب : پرسش وپاسخ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
این آیه مشتمل بر دو بخش است كه بخش اول مربوط به زنان پبامبر (ص) ...

این آیه مشتمل بر دو بخش است كه بخش اول مربوط به زنان پبامبر (ص) و بخش دوم كه به آیه تطهیر مشهور شده گرچه در لابلای آیات مربوط به همسران پیامبر(ص) آمده، اما دلایل و شواهدی كه در خود آیه وجود دارد و روایاتی كه در شأن نزول این آیه وارد شده دلالت بر این دارد كه آیه تطهیر در شأن زنان پیامبر (ص)‌نازل نشده است.

از جمله دلایلی كه از خود آیه می توان استفاده نمود به موارد زیر می توان اشاره نمود:

1. ضمایری كه در آیه تطهیر بكار برده شده به صورت جمع مذكر ذكر شده (عنكم، یطهركم) در حالی كه اگر ادامه آیات مربوط به زنان پیامبر (ص) بود باید همانند آن آیات (وَ قَرْنَ،‏ بُیُوتِكُنَّ،َ لا تَبَرَّجْنَ، أَقِمْنَ، آتینَ، أَطِعْنَ) ضمایرش به صورت جمع مونث ذكر می شد. بنابراین این تغییر سیاق به همراه قراین روایی حكایت از جدایی این بخش از بخش های دیگر دارد. به همین دلیل حتی كسانی كه آیه را مخصوص به پیامبر (ص) و علی و فاطمه و حسن و حسین (ع) ندانسته‏اند معنای وسیعی برای آن قائل شده‏اند كه هم این بزرگواران را شامل می‏شود و هم همسران پیامبر (ص) را.

2. تعبیر به «انما» كه در ابتدای آیه تطهیر بكار برده شده دلالت برای حصر و اختصاص دارد و استعمال این كلمه در اینجا،  دلیل بر این است كه این موهبتی ویژه اهل بیت مذكور در آیه است و روشن است كه از حیث تشریع و قانون گذاری، خداوند متعال اراده نكرده كه فقط اهل بیت پاك باشند بلكه اراده تشریعی خداوند بر طهارت همه انسان ها تعلق گرفته است. بنابراین منظور از اراده طهارت در این آیه، اراده تكوینی و در اصل خلقت اهل بیت است كه خداوند متعال به سبب آگاهی نسبت به لیاقت ایشان، آنها را معصوم و پاك قرار داده است.

بنابراین اهل بیت مورد نظر در آیه به صورت تكوینی و در اصل خلقت (به سبب لیاقتی كه خداوند متعال از آن خبر داشت) معصوم هستند در حالی كه برخی از همسران پیامبر (ص) در طول زندگی خود به كارهایی دست زدند كه هرگز با مقام معصوم بودن سازگار نیست، مانند ماجرای جنگ جمل كه قیامی بود بر ضد امام وقت و سبب خونریزی  افراد فراوانی گردید و به گفته بعضی از مورخان تعداد كشتگان این جنگ به هفده هزار نفر بالغ می‏شد.

علاوه بر این دلایل و شواهدی كه از خود آیه برداشت می شود و بیانگر جدایی آیه تطهیر از آیات قبل و بعد دارد شواهد و قرائی روائی متعددی در دست داریم كه نشان می‏دهد آیه مخصوص پنج تن آل عباست، و همسران پیامبر(ص) مشمول حكم این آیه نیستند.

 اینك به بخشی از آن روایات اشاره می كنیم.

الف: روایاتی كه از خود همسران پیامبر (ص) نقل شده و می‏گوید:

هنگامی كه پیامبر (ص) سخن از این آیه شریفه می‏گفت، ما از او سؤال كردیم كه جزء آن هستیم فرمود: شما خوبید اما مشمول این آیه نیستید!

از آن جمله روایتی است كه «ثعلبی» در تفسیر خود(1) از «ام سلمه» نقل كرده كه پیامبر (ص) در خانه خود بود كه فاطمه (س) پارچه حریری نزد آن حضرت آورد، پیامبر (ص) فرمود: همسر و دو فرزندانت حسن و حسین را صدا كن، آنها را آورد، سپس غذا خوردند بعد پیامبر (ص) عبایی بر آنها افكند و گفت:

«اللهم هؤلاء أهل بیتی و عترتی فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا»

«خداوندا اینها خاندان منند، پلیدی را از آنها دور كن، و از هر آلودگی پاكشان گردان»

 و در اینجا آیه «إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ» نازل شد ... من گفتم آیا من هم با شما هستم ای رسول خدا!، فرمود: «انك الی خیر» «تو بر خیر و نیكی هستی» (كنایه از اینكه در زمره این گروه نیستی)

ب: روایات بسیار فراوانی در مورد حدیث كساء به طور اجمال وارد شده كه از همه آنها استفاده می‏شود، پیامبر (ص) علی و فاطمه و حسن و حسین را فرا خواند- و یا به خدمت او آمدند- پیامبر (ص) عبایی بر آنها افكند، و گفت:

خداوندا! اینها خاندان منند، رجس و آلودگی را از آنها دور كن، در این هنگام آیه إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ نازل گردید.

دانشمند معروف حاكم حسكانی نیشابوری در «شواهد التنزیل» این روایات را به طرق متعدد از راویان مختلفی گرد آوری كرده است.(2)

ج: در روایات فراوان دیگری می‏خوانیم: بعد از نزول آیه فوق، پیامبر (ص) مدت شش ماه، هنگامی كه برای نماز صبح از كنار خانه فاطمه (سلام اللَّه علیها) می‏گذشت صدا می‏زد:

«الصلاة یا اهل البیت؛ إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیراً»(3)

«هنگام نماز است ای اهل بیت؛ خداوند می‏خواهد پلیدی را از شما اهل بیت دور كند و شما را پاك سازد»

چنانكه ملاحظه می نمائید ما شیعیان مطابق شواهد و قرائنی كه در خود آیه وجود دارد و روایات متعددی كه خود اهل سنت نیز نقل نموده اند معتقدیم كه آیه تطهیر درشأن پنج تن آل عبا نازل شده است.

در پایان سؤالی كه قابل طرح است این است كه چرا آیه‏ی تطهیر در لابه‏لای آیات مربوط به زنان پیامبر قرار گرفته است و به وسیله‏ی ضمایر و روایات از جملات قبل و بعد متمایز شده است؟

مفسران در پاسخ به این پرسش چند مطلب بیان كرده‏اند:

الف) به گفته‏ی تفسیر مجمع البیان، رسم فصیحان و شاعران و ادیبان عرب این بوده كه در لابلای مطالب معمولی حرف جدید و مهمّی مطرح می‏كنند تا تأثیرش بیشتر باشد. چنان كه در میان اخبار صدا و سیما، اگر گوینده یك مرتبه بگوید: به خبری كه هم اكنون به دستم رسید توجّه فرمایید، این گونه سخن گفتن یك شوك روانی و تبلیغاتی ایجاد می‏كند.(4)

ب) قرآن با بیان «آیه‏ی تطهیر» می‏خواهد به زنان پیامبر گوش‏زد كند كه شما در كنار افرادی معصوم قرار دارید؛ پس مراقب اعمال خود باشید؛ به عبارت دیگر عصمت اهل بیت پیامبر را به رخ همسران پیامبر می‏كشد، تا آنان را برای پذیرش دستورات قبل و بعد این آیه بیش‏تر آماده كند، و لازمه‏ی این مطلب آن بوده كه آیه‏ی تطهیر در كنار آیات مربوط به همسران پیامبر(ص) آورده شود.(5)

ج: مفسر بزرگ علامه طباطبائی در تفسیر المیزان پاسخ دیگری بر آن افزوده كه خلاصه‏اش چنین است: ما هیچ دلیلی در دست نداریم كه جمله إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ ... همراه این آیات نازل شده است، بلكه از روایات به خوبی استفاده می‏شود كه این قسمت جداگانه نازل گردیده، امام به هنگام جمع آوری و تألیف آیات قرآن در عصر پیامبر یا بعد از آن در كنار این آیات قرار داده شده است.(6)

پی نوشت ها:

1. ثعلبی، الكشف و البیان عن تفسیر القرآن، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، 1422ق، ج‏8، ص 42.

2. حسكانی عبید الله بن احمد، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، سازمان چاپ وانتشارات وزارت ارشاد اسلامی، 1411ق، ج‏2، ص 18.

3.  همان.

4.  قرائتی، محسن، تفسیر نور، مركز فرهنگی درسهایی از قرآن، 1383ش، ج‏9، ص362.

5. آیت الله مكارم شیرازی ، تفسیر نمونه، دار الكتب الإسلامیة، چاپ اول، سال 1374، ج‏17، ص 295.

6. علامه طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1417ق، ج‏16، ص 311.





نوع مطلب : زندگینامه ائمه(علیه السلام)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نتیجه تصویری برای امام سجاد

كنیه آن حضرت ابوالحسن و ابومحمد است . و القاب مشهوره ی آن حضرت زین العابدین و سید الساجدین ، سیدالعابدین ، زین الصالحین ، وارث علم النبیین ، وصی الوصیین، منارالقانتین ، خاشع ، المجتهدالزّاهد، العابد، البكاء ، السجاد و زكی ، امین و ذوالثفنات .

به روایت امام صادق نقش نگین انگشتر آن حضرت الحمدلله العلی بوده و به روایت امام محمد باقر(علیه السلام) العزهء لله و به روایت ابوالحسن موسی خَزِیَ وَ شَقِیَ قاتِلُ الحُسَین بن علی .

ابن بابویه از حضرت باقر (علیه السلام) روایت كرده است : پدرم علی بن الحسین (علیه السلام) هرگز یاد نعمتی از خدا را نكرده مگر اینكه سجده كرد برای شكر آن نعمت و هرگز آیه ای از كتاب خدا را نخواند، مگر آنكه سجده كرد و هرگاه حق تعالی از او بدی را دفع می كرد كه از او در بیم بود یا مكر مكركننده ای را از او می گردانید سجده می كرد و هرگاه توفیق می یافت میان دو كس را اصلاح كند، برای شكر آن سجده می كرد و اثر سجده در جمیع مواضع سجده آن حضرت بود، و به این سبب آن حضرت آن حضرت را سجاد می گفتند . و نیز از امام محمد باقر(علیه السلام) روایت كرده كه در موضع سجده پدرم اثرهای آشكار و برآمدگیها بود ، كه در هر سال دو مرتبه آنها را از ین می بردند و در هر مرتبه ثفنه و برآمدگی پنج موضع را می بریدند به این سبب آن حضرت را دوالثفنات می خواندند . مؤلف گوید : اهل لعنت گفته اند: ثفنه یعنی آنچه از شتر موقع خواب به زمین برسد و سفت شود و پینه ببندد و از این معلوم می شود كه پیشانی و دو كف دست و زانوهای مبارك آن حضرت از كثرت سجده پینه می بسته .

امام سجاد علیه السلام شبی در محراب به نماز شب ایستاده بود که شیطان به صورت مار بزرگی در نظرش جلوه کرد تا توجه او را از عبادتش سلب کند. اما امام به او هیچ توجهی نفرمود. شیطان انگشت پای امام را گزید، امّا امام همچنان به نمازش ادامه داد. پس از نماز، صدایی را شنید که سه بار می گفت:« انت زین العابدین»




ادامه مطلب


نوع مطلب : زندگینامه ائمه(علیه السلام)، شهادت ووفیات، محرم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
♠♠♠♠♠--- زیباییهای عاشورا ----♠♠♠♠♠

2- صبر و بردباری


صحنه كربلا برای یاران حق، سراسر صبر و استقامت است اما تا سخن از صبر و استقامت به میان می آید نام زینب به عنوان «ام المصائب» در ذهن همگان خطور می كند.
حضرت زینب (س) از طرفی مادر سه شهید ،
خواهر هشت شهید،
عمه نه شهید ،
خاله سه شهید، نظاره گر به خون غلطیدن بیش از بیست نفر از نزدیك ترین افراد خانواده خود بود.

از سوی دیگر حامل رسالت كربلا و پیام رسان همه خون هایی بود كه در آن مسلخ به زمین ریخت.
او باید با سرپرستی كاروان اسیران از كربلا تا به كوفه و از كوفه تا شام و ایراد خطبه و بیان حقایق و اهداف قیام امام حسین (ع) در تكمیل رسالت كربلا بر همه سختی ها چیره شود. امام سجاد می فرماید:
با همه مصیبت و مشقتی كه بر عمه ام وارد شد نمازش ترك نشد و حتی نقل شده كه امام حسین (ع) در آخرین وداع به خواهرش فرمود:
ای خواهر! برادرت حسین را در نماز شب فراموش نكن [العیون - العبدی، ص218]
این درخواست امام از خواهرش زینب صرف نظر از اینكه مقام بسیار والا و جایگاه معنوی و عرفانی فوق العاده زینب(س) را گوشزد می كند، بیانگر پیش بینی آن امام آینده نگر از صبر خواهر است.

این صبر و بردباری حیرت انگیز زینب(س) در صحنه قربانی دادن ها و قبول نیابت خاص از سوی امام معصوم (ع) و ایراد خطبه های روشنگر در جمع دشمن و توجه خاص به انجام عبادت های مستحب و نمازهای نافله و ... در این ایام دشوار بیانگر شخصیت معنوی و عرفانی حضرت زینب (س) است كه برای ارائه الگوی صبر و بردباری از او باید نام برد
.
این ویژگی مهم را برادرش حسین (ع) در كربلا معنی كرد. آن طور كه نقل كرده اند صبر امام، فرشتگان آسمان را به تعجب واداشت. كمی در این احوال تدبر كن و تصور بنما كه حضرت با بدن پاره پاره، روی ریگ های داغ و سوزان افتاده، سر مباركش شكافته، پیشانی اش شكسته، تیر سه شعبه قلبش را سوراخ نموده، جگرش از شدت تشنگی آتش گرفته، پیكر تكه تكه شده شهیدان و عزیزانش در جلوی دیدگانش افتاده و فریاد استغاثه اهل حرم او را متأثر نموده، دشمن هم زبان به شماتت گشوده،
اما با این همه مصیبت امام خم به ابرو نمی آورند و آه نمی كشند و قطره اشكی نمی ریزند بلكه خطاب به محبوب خود می گوید:
خدایا من نسبت به حكم تو صابرم، معبودی جز تو نیست. ای فریادرس فریاد خواهان ]ترجمه خصائص حسینیه، جعفر شوشتری / خلیل الله فاضلی[

از امام سجاد (ع) روایت شده است كه هر چه مصیبت ها بیشتر می شد رنگ چهره امام حسین (ع) نورانی تر می گشت و اعضا و جوارحش آرام می گرفت.
در تمام مسیر تنها تكیه گاهش خدا بود. حتی توكلش بر یاران همراه هم نبود. از این رو از آنان خواست كه هر كه می خواهد برگردد. با این توكل بود كه هیچ پیش آمدی در عزم او خلل وارد نمی كرد. در وصیتی كه به برادرش محمد حنیفه در آغاز حركت از مدینه داشت، ضمن بیان انگیزه و هدف خویش از این قیام، در پایان فرمود:
ما توفیقی الا بالله، علیه توكلت و الیرانیب[بحار،ج 44، ص 330]


3- جهاد با نفس

برتر و دشوارتر از جهاد بیرونی، مبارزه با تمنیات نفس و كنترل هوای نفس و خشم و شهوت، وجد دنیا و فدا كردن خواسته های خویش در راه خواسته های خدا است.

درصحنه عاشورا كسانی حضور داشتند كه اهل جهاد با نفس بودند و هیچ هوا و هوسی در انگیزه آنان دخیل و شریك نبود از همین رو، بر جاذبه های مال، مقام، شهوت، عافیت و رفاه، ماندن و زیستن، نوشیدن و كامیاب شدن و... پیروز شدند.

نمونه ای از جهاد با نفس:

عباس بن علی(ع)روز عاشورا، وقتی تشنه لب وارد شریعه فرات شد دست به زیر آب برد اما با یادآوری تشنگی امام و اهل بیت، آب را بر روی آب ریخت و ننوشید و تشنه بیرون آمد.[بحار،ج 45 ، ص41]

4- قبول عذر

حر وقتی آمد و گفت من را ببخش او را بخشید.

5- رضایت امام حسین (ع) از خدا


از مراحل بالای عرفان و توحید «رضا» است. «رضا» هم نشان دهنده اوج محبت و دلدادگی به خداوند است. اهل بیت(ع) در مقابل درخواست خدا و تقدیر او كاملاً راضی بودند و این را برای خود كمال می دانستند و با پشتوانه «رضا» هر مشكل و بلا و مصیبتی را صبورانه و عاشقانه تحمل می كردند. آنچه در این بحث و بخش مورد نظر است همان بعد متعالی و عرفانی «رضا» است كه ملاك عمل موحدان راستین است و عاشورا جلوه ای از این فضیلت به شمار می رود.

یكی درد و یكی درمان پسندد
یكی وصل و یكی هجران پسندد

من از درمان و درد و وصل و هجران
پسندم آنچه را جانان پسندد

نمونه ای از مقام رضا در كربلا:

آقا امام حسین(ع) در آخرین كلماتی كه در قتلگاه از حلقوم مباركش بیرون می آید می فرماید: «الهی رضاً بقضائك» به خواهرش زینب(س) فرمود: راضی باش به رضای خدا
♠♠♠♠♠--- زیباییهای عاشورا ----♠♠♠♠♠


ادامه مطلب


نوع مطلب : محرم، شهیدان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
♠♠♠♠♠--- زیباییهای عاشورا ----♠♠♠♠♠
1- ایثار

از ویژگی های ستودنی امام حسین (علیه السلام) و یارانش، در روز عاشورا كه صفحه حماسه كربلا را بیش از هر چیز درخشان و سفید كرده ایثارگری و اشتیاق بیش از حد آنان به شهادت و لقاءالله است.
انس به شهادت از شاخه های عشق و محبت الهی به شمار می آید. عاشق واقعی حضرت ربوبی، هستی اش را با تمام وجود فدای حق می كند و شهدای كربلا این چنین بودند. در صحنه عاشورا نخستین ایثارگر سیدالشهدا بود كه حاضر شد فدای دین خدا گردد و رضای او را بر همه چیز برگزیند و از مردم نیز خواست كسانی كه حاضرند خون خود را در این راه نثار كنند با او همسفر كربلا شوند. 1

اظهارات ایثارگرانه یاران امام در شب عاشورا مشهور است. یك به یك برخاستند و آمادگی خود را برای جانبازی و ایثار خون در راه امام اظهار كردند.
از آن همه سخن این نمونه ای از كلام مسلم بن عوسجه كافی است كه به امام عرض كرد:
هرگز از تو جدا نخواهم شد. اگر سلاحی برای جنگ با آنان هم نداشته باشم با سنگ با آنان خواهم جنگید تا همراه تو به شهادت برسم.
آری، خونی كه در رگ ماست هدیه به رهبر ماست. حضرت زینب (س) عصر عاشورا هنگام حمله سپاه كوفه به خیمه ها و غارت اشیا چون دید شمر با شمشیر قصد كشتن امام زین العابدین را دارد، فرمود:
او كشته نخواهد شد مگر آنكه من فدای او شوم. 2


1-[بحارالانوار، ج 44 ، ص 663، حیات الامام الحسین بن علی، ج 3، ص48 ]

2- [مقتل الحسین، مقرم، ص 387]




نوع مطلب : محرم، شهیدان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
♠♠♠♠♠--- زیباییهای عاشورا ----♠♠♠♠♠

زیبائی‌های كربلا چیست؟

(ما رأیت إلا جمیــــلا) من در كربلا جز زیبایی ندیدم، ما از كربلا هر چی می‌بینیم تشنگی و دود و عطش است آنها سختی هایش است اما گاهی توی سختی زیبائی است یعنی یك خانمی كه توی آشپزخانه زحمت می‌كشد سخت است اما توی همین سختی برایش لذیذ است .
یک وزنه بردار یك وزنه‌ای را كه بلند می‌كند خیلی سخت است به او فشار می‌آید اما همین وزنه برداشتن برایش لذیذ است یعنی در عمق دردسرها. . . زیبائی‌ها در لابلای سختی هاست شركت در كنكور سخت است وزنه برداشتن سخت است ، عمل جراحی سخت است دویدن سخت است بالا رفتن از كوه سخت است منتهی لابلای سختی‌ها زیبائی است ما می‌خواهیم زیبائی‌ها را بگوئیم.


زیبایی های كربلا چیست؟ ما از كربلا هر چه می بینیم تشنگی و دود و عطش است. اینها سختی های كربلاست، گاهی در سختی زیبایی هم وجود دارد.
خداوند در قرآن كریم می فرماید:

« و اذقال ربك للملائكه انی جاعل فی الارض خلیفه قالوا اتجعل فیها من یفسد فیها و یسفك الدماء و نحن نسبح بحمدك و نقدس لك قال انی اعلم ما لا تعلمون [بقره 30]

زندگی بشر مجموعه ای از تاریكی و روشنایی، زشتی و زیبایی، شر و خیر است. آنچه فرشتگان دیدند جنبه تاریك فرزند آدم بود و آنچه خداوند اشاره كرد قسمت های روشن آن بود كه بر قسمت های تاریك بسی ترجیح دارد.

حادثه عاشورا دو چهره دارد:
یکی سیاه و دیگری سفید.
از لحاظ چهره سیاه یك داستان جنایی است داستان خیلی تاریك و وحشتناك،
از لحاظ چهره سفید یك داستان ملكوتی و یك حماسه انسانی است.
مظهر انسانیت و عظمت و صفا و بزرگی و فداكاری است از لحاظ اول، نام این قضیه فاجعه است و از لحاظ دوم، قضیه مقدس است. از لحاظ اول قهرمان داستان شمر است و ابن زیاد و حرمله و عمر سعد و
از لحاظ دوم قهرمان داستان امام حسین (علیه السلام) و ابوالفضل (
علیه السلام) و زینب كبری (سلام الله علیها) است. در این مقدمه، جمله ای زینب كبری (ص) دارد كه می فرماید:
ما رأیت الا جمیلا؛ من در كربلا چیزی جز زیبایی نمی بینم.
زیبایی های كربلا چیست؟ ما از كربلا هر چه می بینیم تشنگی و دود و عطش است. اینها سختی های كربلاست، گاهی در سختی زیبایی هم وجود دارد.
♠♠♠♠♠--- زیباییهای عاشورا ----♠♠♠♠♠




نوع مطلب : محرم، شهیدان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
امام صادق (علیه السلام) عقل ابداعگر و اندیشمند اسلام و چهره بى مانند دانش بشرى، همواره از عمویش عباس (علیه السلام) تجلیل به عمل مى آورد و با درود و ستایشهاى عطرآگین از او یاد مى كرد و مواضع قهرمانانه اش در روز عاشورا را بزرگ مى داشت. از جمله سخنانى كه امام درباره قمر بنى هاشم(ع) فرموده است، بیان زیر مى باشد:
«عمویم عباس بن على (علیه السلام) بصیرتى نافذ و ایمانى محكم داشت. همراه برادرش حسین جهاد كرد، به خوبى از بوته آزمایش بیرون آمد و شهید از دنیا رفت...(1)
امام صادق (علیه السلام) از برترین صفات مجسم در عمویش كه مورد شگفتى اوست چنین نام مى برد:
الف: «تیزبینى»:
تیزبینى، پیامد استوارى رأى و اصالت فكر است و كسى بدان دست پیدا نمى كند، مگر پس از پالودگى روان، خلوص نیت و از خود راندن غرور و هواهاى نفسانى و عدم سلطه آنها بر درون آدمى.
تیز بینى از آشكارترین ویژگیهاى ابوالفضل العباس بود. از تیزبینى و تفكر عمیق بود كه حضرت به تبعیت از امام هدایت و سیدالشهداء امام حسین (علیه السلام) برخاست و بدین گونه به قله شرف و كرامت دست یافت و خود رابر صفحات تاریخ، جاودانه ساخت. پس تا وقتى ارزشهاى انسانى پایدار است و انسان آنها را بزرگ مى شمارد، در برابر شخصیت بى مانند حضرت كه بر قله هاى انسانیت دست یافته است سر بر زمین مى ساید و كرنش مى كند.
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «عمویم عباس بن على (علیه السلام) بصیرتى نافذ و ایمانى محكم داشت. همراه برادرش حسین جهاد كرد، به خوبى از بوته آزمایش بیرون آمد و شهید از دنیا رفت...(1)

ب: «ایمان استوار»:

یكى دیگر از صفات بارز حضرت، ایمان استوار و پولادین اوست. از نشانهاى استوارى ایمان حضرت، جهاد در كنار برادرش، ریحانه رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) بود كه هدفش جلب رضایت پروردگار متعال به شمار مى رفت. و همانطور كه در رجزهایش روز عاشورا بیان داشت از این جانبازى كمترین انگیزه مادى نداشت و همین دلیلى گویاست بر ایمان استوار حضرت.

ج: «جهاد با حسین (علیه السلام)»:

فضیلت دیگرى كه امام صادق (علیه السلام) براى عمویش، قهرمان كربلا، عباس (علیه السلام) نام مى برد، جهاد تحت فرماندهى سالار شهیدان، سبط گرامى پیامبر اكرم (صل الله علیه و آله) و آقاى جوانان بهشت است. جهاد در راه آرمان برادر، بزرگترین فضیلتى بود كه حضرت ابوالفضل بدان دست یافت و نیك از عهده آزمایش به درآمد و در روز عاشورا قهرمانیهایى از خود نشان داد كه در دنیاى دلاورى و شجاعت بى مانند است ... (1)





نوع مطلب : محرم، شهیدان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
(*.*◕*.*) حضرت عباس (ع) الگویی برای نسل امروز  (*.*◕*.*)



جمال حق ز سر تا پاست عباس
به یکتایى قسم، یکتاست عباس

خدا داند که از روز ولادت
امام خویش را مى‏خواست عباس

علم در دست، مشک آب بردوش
که هم سر دار و هم سقاست عباس

نه در دنیا بود باب الحوائج
شفیع خلق در عقباست عباس

هنوز از تشنه کامان شرمگین است
ببین در علقمه تنهاست عباس

اگرچه زاده ام البنین است
ولیکن مادرش زهراست عباس


(*.*◕*.*) حضرت عباس (ع) الگویی برای نسل امروز  (*.*◕*.*)





نوع مطلب : محرم، شهیدان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نتیجه تصویری برای قمه زنی خوب یا بد
چیزی كه پیش از گرویدنم به مذهب تشیع همواره آزارم می‏داد و به خوبی دیده بودم دشمنان تشیع در كشور من كه یك كشور غربی است و بسیاری دیگر از كشورها، در تبلیغات رسانه‏ای خود چگونه از آن سوءاستفاده می‏كنند، موضوع خرافات و به ویژه در سالهای گذشته «قمه زنی» بود.
پیش از ورود به ایران، «قمه زنی» را در گوگل جستجو كردم. اولین یافته‏ام روحانی ظاهرالصلاحی بود كه در مزیت‏های قمه‏زنی صحبت می‏كرد؛ همو كه بارها تصویرش را از شبكه‏های كشورم دیده بودم. اما من كه با تحقیق كامل تشیع را انتخاب كرده بودم و مهمترین حجت من نیز بر این انتخاب، مظلومیت و در عین حال مهربانی و رحمت اباعبدالله الحسین(ع) بود، با این چیزها از راه بیرون نمی‏شدم؛ گرچه هرگاه اسلام خود را برای دوستانم بازگو می‏كردم، آنها با تعجب از همین روزنه بر من می‏تاختند و من را خشونت طلب و پرخاشگر معرفی می‏كردند!


ادامه مطلب


نوع مطلب : شهادت ووفیات، محرم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
‍۩~*~۩  ای هلال خون دوباره سر زدی ، ای محرم بار دیگر آمدی .... ۩~*~۩

او وفای عهد را با سر کند سودا ولی
خون بدل از کوفیان بی وفا دارد حسین

دشمنانش بی امان و دوستانش بیوفا
با کدامین سرکند ، مشکل دوتا دارد حسین

سیرت آل علی با سرنوشت کربلاست
هر زمان ازما ، یکی صورت نما دارد حسین

آب خود با دشمنان تشنه قسمت میکند
عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین

دشمنش هم آب میبندد بروی اهل بیت
داوری بین باچه قومی بی حیا دارد حسین

بعد از اینش صحنه­ها و پرده­ها اشکست و خون
دل تماشا کن چه رنگین پرده­ها دارد حسین

ساز عشق است و بدل هر زخم پیکان زخمه­ای
گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین

دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز
با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین

شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا
جای نفرین زیرلب دیدم دعا دارد حسین

اشک خونین گو بیا بنشین بچشم شهریار
کاندرین گوشه عزائی بی ریا دارد حسین





نوع مطلب : شهادت ووفیات، محرم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
‍۩~*~۩  ای هلال خون دوباره سر زدی ، ای محرم بار دیگر آمدی .... ۩~*~۩


این سینه گرم داغ سکوت است، بشنوید
این شرح ماتم ملکوت است، بشنوید

روح القدس مدد کن و قفل زبان گشا
قفل زبان بسته ام از آسمان گشا

ماه محرم است فقط اشک، مَحرم است
با خیمه های تشنه فقط مشک، مَحرم است

هان ای قلم بشور و بشوران، سبو بگیر
می خواهی از عطش بنویسی، وضو بگیر

فکری به حال زار من تشنه کام کن
دست مرا بگیر و به ساقی سلام کن

ساقی سلام خرد و خرابیم... جرعه ای
ساقی سلام تشنه ء آبیم... جرعه ای

ساقی سلام بر تو و بر چشم مست تو
ساقی سلام بر تو و بر هر دو دست تو

ساقی سلام سرمه به چشم عطش بزن
ساقی سلام خنده به خشم عطش بزن

دستت اگر فتاد ولی جان گرفته ای
مشکی پر از فرات به دندان گرفته ای

آبی اگر نبود فدای سرت، سوار
آبی اگر نبود برایم عطش بیار

هشیار رفته بودی و بدمست آمدی
با مشک رفته بودی و بی دست آمدی

این دست ها پناه بنی هاشم است، وای
این دست های ماه بنی هاشم است، وای

این مشکِ خشک، مشکِ ابوالفضل حیدر است!
این قطره های اشکِ ابوالفضل حیدر است!

آه ای دریغ وای چه می گویم ای دریغ
از نای مشک تشنه چه می جویم ای دریغ

‍۩~*~۩  ای هلال خون دوباره سر زدی ، ای محرم بار دیگر آمدی .... ۩~*~۩





نوع مطلب : شهادت ووفیات، محرم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 138 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
بالای صفحه